صیران
لغت نامه دهخدا
صیران. ( ع اِ )ج ِ صَور. خرمابنان ریزه. رجوع به صور شود. || ج ِ صِوار. گله ماده گاوان. رجوع به صوار شود.
فرهنگ فارسی
خرمابنان ریزه
صیران. ( ع اِ )ج ِ صَور. خرمابنان ریزه. رجوع به صور شود. || ج ِ صِوار. گله ماده گاوان. رجوع به صوار شود.
خرمابنان ریزه