لغت نامه دهخدا
صنط. [ ص َ ن َ / ص َ ] ( ع اِ ) برگ سلم که بوی پوست پیرایند. ( منتهی الارب ). سنط. قَرَظ. در اقرب الموارد این کلمه را صَنط بسکون نون ضبط کرده است،لکن مؤلف منتهی الارب هر دو ضبط آن را صحیح داند.
صنط. [ ص َ ن َ / ص َ ] ( ع اِ ) برگ سلم که بوی پوست پیرایند. ( منتهی الارب ). سنط. قَرَظ. در اقرب الموارد این کلمه را صَنط بسکون نون ضبط کرده است،لکن مؤلف منتهی الارب هر دو ضبط آن را صحیح داند.