صماخه تصویر معنی صماخه مترادفها غشا، پرده، پوست لغت نامه دهخدا ( صماخة ) صماخة. [ ص َم ْ ما خ َ ] ( ع ص ) زن زیرک. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) القَطِنَه. ( اقرب الموارد ). رمانه. آنچه با شکنبه باشد. ذات الاطباق. کلمات مرتبط صخبه صماخین لبقه صنمه رمخه عشنقه