واژه «صعلاء» یک صفت عربی است که در زبان و ادبیات عرب برای توصیف برخی ویژگیهای ظاهری انسان، حیوان یا گیاه به کار میرود و معمولاً معنای باریکی، لاغری و کمحجمی را در خود دارد. این واژه بیشتر به موجودی گفته میشود که سر و گردنی باریک، کشیده و کمگوشت داشته باشد و در متون لغوی عربی برای انسان، شترمرغ و حتی درخت خرما نیز استفاده شده است. هنگامی که «صعلاء» درباره انسان به کار میرود، معمولاً به زنی یا شخصی اشاره دارد که سر و گردنی کوچک، ظریف و باریک دارد و اندام او حالت کشیده و کمحجم پیدا کرده است. در توصیف درخت خرما نیز این واژه برای نخلهایی به کار میرود که شاخهها و برگهای کمی دارند و تنه یا قسمت بالایی آنها باریک و کمپشت است. همچنین در مورد شترمرغ، «صعلاء» به حیوانی گفته میشود که گردن و سر باریک و کشیدهای دارد و از نظر ظاهری لاغر و کمپَر به نظر میرسد. یکی دیگر از معانی این واژه در زبان عربی، «خر ماده پشمریخته» است؛ یعنی حیوانی که موها یا پشم بدنش ریخته و ظاهر آن کمپشت و لاغر شده باشد. این واژه از جمله صفتهایی است که عربها برای توصیف دقیق ویژگیهای ظاهری موجودات به کار میبردند و به همین دلیل در شعر، ادبیات و فرهنگ لغت عربی کاربرد فراوان داشته است. از نظر معنایی، «صعلاء» اغلب حالتی از کمپشتی، باریکی و ظرافت اندام را میرساند و در بسیاری از کاربردها جنبه توصیفی و تصویری دارد. در متون ادبی، شاعران عرب گاهی این واژه را برای ترسیم چهره و اندام اشخاص یا حیوانات به کار میبردند تا ظرافت یا لاغری آنها را نشان دهند.
صعلاء
لغت نامه دهخدا
صعلاء. [ ص َ ] ( ع ص ) باریک سر و گردن از مردم و خرمابن و شترمرغ. || خر ماده پشم ریخته. ( منتهی الارب ).