صحون
مترادفها
حیاط، میانسرا، صحن
لغت نامه دهخدا
صحون. [ ص ُ] ( ع اِ ) ج ِ صحن. ( قطر المحیط ). رجوع به صحن شود.
صحون. [ ص َ ] ( ع ص ) ناقه لگدزننده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
= صحن
حیاط، میانسرا، صحن
صحون. [ ص ُ] ( ع اِ ) ج ِ صحن. ( قطر المحیط ). رجوع به صحن شود.
صحون. [ ص َ ] ( ع ص ) ناقه لگدزننده. ( منتهی الارب ).
= صحن