اصاطین

مترادف‌ها

بزرگان، نخبگان، نامداران، سرشناسان

متضادها

عوام

لغت نامه دهخدا

اصاطین. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اصطوانة. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). رجوع به اصطوانة شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران