این کلمه در زبان فارسی کهن به چند معنا به کار رفته است و بیشتر در متون لغوی و قدیمی دیده میشود. یکی از معانی اصلی آن «مخلوط شدن» یا «آمیخته شدن» است، به این معنا که دو یا چند چیز با یکدیگر در هم ترکیب شوند و حالت جداگانه خود را از دست بدهند. در معنای دیگر، این واژه به «آمیختن» یا «مخلوط کردن» نیز اشاره دارد، یعنی عملی که طی آن چیزی با چیز دیگر ترکیب میشود. علاوه بر این، «شیویدن» در برخی منابع به معنای «لرزیدن» نیز آمده است که بیشتر به حالت جسمی یا واکنش بدنی در برابر ترس، سرما یا هیجان اشاره دارد. این واژه در اصل دارای کاربردی گسترده بوده و هم در حوزه توصیف حالتهای فیزیکی و هم در بیان کنشهای ترکیبی استفاده میشده است. در متون کهن، «شیویدن» گاهی برای بیان آشفتگی یا درهمتنیدگی نیز به کار رفته است که میتواند هم معنای مادی و هم معنای استعاری داشته باشد. این واژه امروزه در زبان فارسی رایج نیست و بیشتر در فرهنگهای لغت و متون قدیمی یافت میشود. از نظر ساختاری، «شیویدن» فعلی است که در گذشته برای بیان حالت یا عمل اختلاط و نیز لرزش به کار میرفته است. کاربردهای مختلف آن نشان میدهد که زبان فارسی قدیم در بیان حالات طبیعی و فیزیکی واژگان متنوعی داشته است. بنابراین، «شیویدن» به معنای آمیخته شدن، مخلوط شدن و نیز لرزیدن در زبان فارسی کهن به کار میرود.
شیویدن
لغت نامه دهخدا
شیویدن. [ شی دَ ] ( مص ) مخلوط شدن. ( ناظم الاطباء ). آمیخته شدن. در هم شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). || آمیختن و مخلوط کردن. ( ناظم الاطباء ). || لرزیدن. ( منتهی الارب ). رجوع به شیوانیدن شود.
فرهنگ عمید
۱. آمیختن، آمیخته شدن، مخلوط شدن.
۲. لرزیدن.