شیون انگیختن

مترادف‌ها

گریه گرفتن، مویه دمیدن

متضادها

خنداندن، شاد کردن

لغت نامه دهخدا

شیون انگیختن. [ شی وَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) فریاد و زاری کردن. آوا سر دادن:
چون سگی کو گله به گرگ سپرد
شیون انگیخت با شبانه کرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

فریاد و زاری بر کردن آوا سر دادن

جمله سازی با شیون انگیختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سخنرانی‌های بسیار پرشور و غم‌انگیز او باعث می‌شد که شنوندگان را به شیون انگیختن و گریستن بر مصائب و سختی‌های گذشته و حال بکشد.

💡 شاعر در اشعار خود سعی داشت با توصیف دقیق رنج‌های مردم، در دل مخاطبان شیون انگیختن و حس همدلی و درک عمیق ایجاد کند.

💡 داستان‌های تراژیک و تلخ زندگی آن قهرمان، هدف اصلی نویسنده برای شیون انگیختن احساسات خوانندگان و تاثیرگذاری بیشتر بر روحیه آن‌ها بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران