شمامات
لغت نامه دهخدا
شمامات. [ ش َ ] ( ع اِ ) آنچه را از بوی خوشها که بویند. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ): اوانی زر و سیم مشحون به شمامات کافور. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 237 ).
جمله سازی با شمامات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون قدیمی، از واژه شمامات برای توصیف رایحههای بسیار خوشبو و تاثیرگذار که از گلها و گیاهان دارویی استخراج میشد، استفاده میکردند.
💡 عطاران ماهر با استفاده از ترکیبات مختلف، تلاش میکنند تا شمامات بینظیری را خلق کنند که ماندگاری بسیار زیادی در پوست و لباس داشته باشد.
💡 با استشمام آن شمامات خوشایند در فضای باغ، تمام خستگیهای ناشی از کار سخت روزانه از تن آدم خارج و احساس آرامش میکند.