شلنج تصویر معنی شلنج لغت نامه دهخدا شلنج. [ ش ِ ل ِ ] ( اِ ) سجاده. جانماز. ( ناظم الاطباء ). بمعنی سجاده آمده است. ( از شعوری ج 2 ورق 142 ). شلیخ. کلمات مرتبط شلیخ فرشته سجادیه تشلیخ شلنگ تخته شولان شلجم شلنده