لغت نامه دهخدا
شخیس. [ ش َ ] ( ع ص ) أمر شخیس؛ کار متفرق و پریشان.( منتهی الارب ). منطق شخیس؛ کلام متفرق و متفاوت. ( منتهی الارب ). کلام متفاوت. ( از اقرب الموارد ). || کاری که مخالف دستور باشد. ( از اقرب الموارد ).
شخیس. [ ش َ ] ( ع ص ) أمر شخیس؛ کار متفرق و پریشان.( منتهی الارب ). منطق شخیس؛ کلام متفرق و متفاوت. ( منتهی الارب ). کلام متفاوت. ( از اقرب الموارد ). || کاری که مخالف دستور باشد. ( از اقرب الموارد ).
امر شخیس کار متفرق و پریشان یا کاریکه مخالف دستور باشد.