لغت نامه دهخدا
سیف ذویزن. [ س َ ف ِ ی َ زَ ] ( اِخ ) رجوع به سیف بن ذی یزن شود:
کو جریر و کو فرزدق کو زهیر و کو لبید
رؤبه و عجاج و دیک الجن و سیف ذویزن.منوچهری.
سیف ذویزن. [ س َ ف ِ ی َ زَ ] ( اِخ ) رجوع به سیف بن ذی یزن شود:
کو جریر و کو فرزدق کو زهیر و کو لبید
رؤبه و عجاج و دیک الجن و سیف ذویزن.منوچهری.