بازاندن

مترادف‌ها

منع کردن، جلوگیری کردن، بازداشتن، ممانعت کردن

متضادها

باز کردن، راه دادن

لغت نامه دهخدا

بازاندن. [ دَ ] ( مص ) متعدی باختن. بر حریف غالب شدن. بازانیدن. و رجوع به باختن و بازانیدن شود.