سپید افتادن
«سپید افتادن» یک ترکیب ادبی و کنایی در زبان فارسی است که در متون کهن بیشتر در معنای نیکبخت شدن، خوشاقبال گشتن و مساعد شدن شرایط زندگی و سرنوشت به کار میرفته است. در باورهای قدیم، سرنوشت انسانها با نشانههایی مانند رنگها و ستارگان تفسیر میشد و رنگ سفید نماد روشنی، سعادت و خوشیمنی تلقی میگردید. بر همین اساس، هنگامی که گفته میشد «ستارهای سپید افتاد»، منظور این بود که بخت و اقبال فرد روشن و نیکو شده و مسیر زندگی او به سوی موفقیت و خیر تغییر یافته است. این تعبیر در مقابل مفاهیمی مانند «سیاه افتادن» یا «سیهروزی» قرار میگیرد که بیانگر بدشانسی، ناکامی و تیرگی سرنوشت هستند. در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران از این گونه تعابیر برای بیان وضعیت بخت و سرنوشت انسانها به صورت استعاری استفاده کردهاند. «سپید افتادن» در اصل یک تصویر نمادین از روشن شدن طالع و گشوده شدن درهای خوشبختی است. این ترکیب به ویژه در ارتباط با ستارگان و طالعبینی قدیم معنا پیدا میکرده و ریشه در باورهای نجومی و فرهنگی گذشته دارد. در نگاه ادبی، سپیدی همیشه با خیر، پاکی و روشنی همراه بوده و به همین دلیل این عبارت بار معنایی مثبت دارد. به طور کلی، «سپید افتادن» به معنای خوشاقبال شدن و روشن شدن بخت و سرنوشت انسان در نگاه ادبی و باورهای قدیمی است.
مترادفها
سفید شدن، پیر شدن
متضادها
سیاه شدن، تیره شدن
لغت نامه دهخدا
سپید افتادن. [ س َ / س ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) سپید افتادن کوکب؛ مسعود شدن بخت. ( آنندراج ):
کوکبم از قهر روزیها سفید افتاده است
میکند تسخیر دل اشکم رشید افتاده است.میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سپید افتادن کوکب مسعود شدن بخت
جمله سازی با سپید افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با گذشت زمان و تجربه بسیار، سپید افتادن موهای پدرم برای من نمادی از خرد و سالها تلاش و سختیهای زندگی بود.
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، سپید افتادن موها اغلب به عنوان استعارهای از گذر سریع زمان و نزدیک شدن به دوران کهنگی به کار میرود.
💡 او با وجود سپید افتادن موهایش، همچنان با همان انرژی و اشتیاق همیشگی، در مسیر دنبال کردن اهداف بزرگ زندگی خود گام برمیدارد.