لغت نامه دهخدا
سنگوش. [ س َ وَ ] ( ص مرکب ) سنگ آسا. سنگ گونه. مانند سنگ:
سنگوش در ره سیلاب کجا دارد پای
هرکه زین راه به بادی چو خسی برخیزد.سعدی.
سنگوش. [ س َ وَ ] ( ص مرکب ) سنگ آسا. سنگ گونه. مانند سنگ:
سنگوش در ره سیلاب کجا دارد پای
هرکه زین راه به بادی چو خسی برخیزد.سعدی.