سنکل تصویر معنی سنکل لغت نامه دهخدا سنکل. [ ] ( اِ ) بلغت فرس زوفای رطب است. ( تحفه حکیم مؤمن ). کلمات مرتبط بهتک طنباط فقلین پهوپر مرارالصحور سولع میفونیون