سند دادن
مترادفها
مدرک دادن، گواهی دادن، مستند کردن
متضادها
انکار کردن، تکذیب کردن
لغت نامه دهخدا
سند دادن. [ س َ ن َ دَ ] ( مص مرکب )مدرک دادن. دلیل دادن. خط دادن. رجوع به سند شود.
فرهنگ فارسی
مدرک دادن. دلیل دادن
مدرک دادن، گواهی دادن، مستند کردن
انکار کردن، تکذیب کردن
سند دادن. [ س َ ن َ دَ ] ( مص مرکب )مدرک دادن. دلیل دادن. خط دادن. رجوع به سند شود.
مدرک دادن. دلیل دادن