سموق

لغت نامه دهخدا

سموق. [ س ُ ] ( ع مص ) بلند شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). بلند شدن و دراز گردیدن تره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
سموق.[ س َ ] ( ع اِ ) تتم و آن نوعی از سردرخت است ترش مزه شهوت طعام آرد و قطع اسهال مزمن کند و سرمه بنقوع آن سلاقی و رمد را نفع دهد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فصاحت یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز