سرمه خوردن
مترادفها
سرمه کشیدن
لغت نامه دهخدا
سرمه خوردن. [ س ُ م َ / م ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) گنگ شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به سرمه به گلو کشیدن شود.
فرهنگ فارسی
گنگ شدن.
سرمه کشیدن
سرمه خوردن. [ س ُ م َ / م ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) گنگ شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به سرمه به گلو کشیدن شود.
گنگ شدن.