سردمه کردن تصویر معنی سردمه کردن متضادها گرم کردن لغت نامه دهخدا سردمه کردن. [ س َ دَ م َ / م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حمله کردن. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ فارسی حمله کردن کلمات مرتبط واهمه کردن نامهربانی کردن غلمیج کردن لوم کردن گزارش محتوای نامناسب