واهمه کردن

لغت نامه دهخدا

واهمه کردن. [ هَِ م َ / م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیم کردن. ترسیدن. اندیشه ترس کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بیم کردن. ترسیدن

جمله سازی با واهمه کردن

💡 ارتش نتایج انتخابات را قبول نداشت. FIS تهدیدات آشکاری را بر ضد ‹‹ قدرت›› حاکم مطرح می‌کرد و مسئولان آن را وطن فروشان هوادار فرانسه و مفسد اقتصادی قلمداد می‌کرد و به محکوم کردن علنی آنها می‌پرداخت. علاوه بر آن، رهبری FIS نیز به گونه‌ای تقسیم‌بندی شده بود که در بهترین حالت تنها لزومات دموکراسی را رعایت می‌کرد و بنابراین عده‌ای از این مسئله ابراز واهمه و ترس کردند که دولتFIS، به قول ادوارد دجرجین، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، طرح ‹‹ یک نفر، یک رای، یک زمان›› را پیاده کند.

💡 گرچه به نظر می‌رسد که رسماً انجمن عیسی توسط پاپ کلمنت چهاردهم در سال ۱۷۷۳ منحل شد، اما عوامل سیاسی بسیاری در انحلال این فرقه مؤثر بود. در واقع بعضی از پادشاهی‌های اروپا که از گسترش بین‌المللی این گروه و افزایش قدرت آن‌ها که وابسته به پاپ و فارغ از دودمان سلطنتی بود واهمه داشتند، سعی در مرکزی‌سازی و سکولار کردن سرزمین‌های خود کردند. برخی کشورها مانند آمریکا از انحلال جلوگیری کردند، اما واقعیت آن است که قدرت مرکزی و سلطه آن‌ها به همان قرن هجدهم منحصر شد و نتوانستند پس از آن قدرت قبلی خود را به دست بیاورند.

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز