نامهربانی کردن
مترادفها
بیمهری کردن، بیرحمی کردن، قساوت کردن
متضادها
مهربانی کردن، لطف کردن
لغت نامه دهخدا
نامهربانی کردن. [ م ِهَْ رْ / م ِ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )بی وفائی کردن. رجوع به نامهربان و نامهربانی شود.
فرهنگ فارسی
بی وفائی کردن.
جمله سازی با نامهربانی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهر یا میترا با خدای خورشید پیوند دارد در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغگویی، پیمانشکنی و نامهربانی کردن است. فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمتهایی است که به انسان ارزانی داشته و استوار کردن دوستیها و مهرورزی میان انسانهاست. لازم است ذکر شود این جشن در میان مردم لر به مهرجون معروف است.