سرخمیر
لغت نامه دهخدا
سرخمیر. [ س َ خ َ ] ( اِ مرکب ) نانی که بارهای اول از تغار گیرند و نان بندند. نان که از سرتغار خمیر گیرند و آن خوب نیست. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با سرخمیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقاشان باستان برای تزیین دیوارها و آثار هنری خود، معمولاً از رنگهای طبیعی مثل سرخمیر و سایر مواد معدنی استفاده میکردند.
💡 در برخی از نسخههای خطی قدیمی، از رنگ سرخمیر برای برجسته کردن کلمات کلیدی و زیباتر کردن صفحات کتاب استفاده شده است.
💡 فروشنده لوازم آرایشی توضیح داد که این نوع سرخمیر سنتی، برای رنگ کردن گونهها در مراسمهای مذهبی خاص کاربرد بسیار زیادی دارد.