سدگان تصویر معنی سدگان لغت نامه دهخدا سدگان. [ س َ ] ( اِ مرکب ) مآت. ( فرهنگستان ). فرهنگ عمید = درگاه فرهنگ فارسی صدگان، عددصدصدگان مات. کلمات مرتبط سرپاسبان سرخ نای کارگزین تافتخانه شرابدان سرگین زار کاهبان