سخل

لغت نامه دهخدا

سخل. [ س َ ] ( ع مص ) صاف و پاکیزه گردانیدن. ( منتهی الارب ). || گرفتن چیزی را بفریب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
سخل. [ س ُخ ْ خ َ ] ( ع ص، اِ ) مردان ضعیف و فرومایگان. واحد ندارد. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ). خالد گوید: یکی آن سُخْل است و آن هر چیز ناتمام بود. ( اقرب الموارد ). || چیزی که به جمیع وجوه کامل و تمام شده باشد. ( منتهی الارب ). || خرمای دانه سخت ناشده در لغت اهل حجاز. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

صاف و پاکیزه گردانیدن یا گرفتن چیزی را بفریب.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز