لغت نامه دهخدا
ستیخ گوش. [ س ِ] ( ص مرکب ) گوش راست کرده. ( ناظم الاطباء ). گوش تیز کرده: ظبی مصمغ، آهوی ستیخ گوش. ( منتهی الارب ). || کسی که مواظب گوش دادن بود. ( ناظم الاطباء ).
ستیخ گوش. [ س ِ] ( ص مرکب ) گوش راست کرده. ( ناظم الاطباء ). گوش تیز کرده: ظبی مصمغ، آهوی ستیخ گوش. ( منتهی الارب ). || کسی که مواظب گوش دادن بود. ( ناظم الاطباء ).
گوش راست کرده. گوش تیز کرده