ستورگاه

واژه «ستورگاه» در لغت‌نامه‌های فارسی مانند دهخدا و فرهنگ فارسی به معنای محل نگهداری چهارپایان و حیوانات اهلی مانند اسب، گاو و دیگر ستوران آمده است. این واژه در اصل به مکانی اشاره دارد که برای نگهداری و مراقبت از حیوانات باربر و سواری ساخته می‌شد و در زبان امروزی معادل آخور، اصطبل یا ستورخانه به کار می‌رود. ستورگاه معمولاً فضایی سرپوشیده یا نیمه‌سرپوشیده بوده که برای حفاظت حیوانات در برابر سرما، گرما و شرایط نامساعد آب‌وهوایی طراحی می‌شده است. در متون قدیمی فارسی، این واژه به عنوان بخشی از ساختار خانه‌ها، کاروانسراها و کاخ‌ها ذکر شده که محل نگهداری دام‌ها بوده است. کاربرد آن در ادبیات تاریخی نیز دیده می‌شود و گاهی برای توصیف محیط‌های سخت و غیرمناسب نیز به صورت استعاری به کار رفته است. در فرهنگ‌های لغت، «ستورگاه» مترادف با آخور و اصطبل معرفی شده و مفهوم کلی آن به محل سکونت و نگهداری ستوران بازمی‌گردد. این مکان نقش مهمی در زندگی اقتصادی و حمل‌ونقل در گذشته داشته است، زیرا حیوانات بارکش ابزار اصلی جابه‌جایی و کار محسوب می‌شدند. ستورگاه‌ها معمولاً در کنار خانه‌ها یا کاروانسراها ساخته می‌شدند تا دسترسی به حیوانات آسان باشد. بنابراین این واژه در اصل به فضایی برای نگهداری دام‌ها و حیوانات اهلی اشاره دارد و امروزه بیشتر در متون تاریخی و ادبی به کار می‌رود و در زبان روزمره کاربرد کمتری دارد.

لغت نامه دهخدا

ستورگاه. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) آخور. اصطبل. ستورخانه. آغیل. ( زمخشری ): کسهاء یعقوب اندر کوشک نگذاشتند از بام ستورگاه لیث را بر سر کلوخی زدند سرش بشکست. ( تاریخ سیستان ). و گفت [ ابوالفتح بستی ]: من قریب بیست روز است تا در ستورگاه آب میکشم. ( تاریخ بیهقی ). لختی فرو رفتند ناگاه میخی آهنین پیدا آمد سطبر چنانکه ستورگاه را باشد. ( تاریخ بیهقی ). و این گل تا به خانه و کاشانه چنان نباشد که گل ستورگاه. ( معارف بهاء ولد ).

فرهنگ فارسی

ستور جای
آخور اصطبل