سباخ تصویر معنی سباخ لغت نامه دهخدا سباخ. [ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سَبَخة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به سبخة شود. || زمین که کشت نشده باشد و آبادان نباشد. ( از اقرب الموارد ). زمین های شوره ناک. ( غیاث اللغات ). فرهنگ فارسی سبخه کلمات مرتبط صبخه موبوءه سخاوج قفار شحاح مسخفه