ساقطات
مترادفها
سقوطکردهها، فروافتادهها
متضادها
پاکان، مقدسان، برگزیدگان، عفیفان، شریفان
لغت نامه دهخدا
ساقطات. [ ق ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ساقطة. رجوع به ساقطه شود.
جمله سازی با ساقطات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون مذهبی و قدیمی، واژه ساقطات معمولاً برای توصیف افرادی به کار میرفت که از مسیر اخلاقی و مذهبی جامعه به دور افتاده و دچار لغزشهای بزرگ شده بودند.
💡 نویسنده در کتاب جدید خود با استفاده از اصطلاح ساقطات، سعی کرده است تا آسیبهای اجتماعی و اخلاقی را که بر بدنه جامعه تأثیر منفی میگذارند، به دقت بررسی کند.
💡 برخی از تحلیلگران اجتماعی معتقدند که برخورد تند با افرادی که در دسته ساقطات قرار میگیرند، نمیتواند مشکل ریشهای جامعه را حل کند و باید به دنبال اصلاحات ساختاری بود.