ساقط گردانیدن
مترادفها
انداختن، پایین آوردن، ساقط کردن
متضادها
تثبیت کردن، برقراری کردن
لغت نامه دهخدا
ساقط گردانیدن. [ ق ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به ماده قبل شود.
انداختن، پایین آوردن، ساقط کردن
تثبیت کردن، برقراری کردن
ساقط گردانیدن. [ ق ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به ماده قبل شود.