ساسب تصویر معنی ساسب لغت نامه دهخدا ساسب. [ س َ ] ( ع اِ ) سَسَب. درختی است که ازآن تیر سازند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( المنجد ). درختی است که از هند آورند و از آن کمان و تیر کنند. فرهنگ فارسی درختی است که از آن تیرسازند کلمات مرتبط نبعه قیسب ارزن قصب تسعب تسبغ