زینابه
لغت نامه دهخدا
( زینابة ) زینابة. [ ب َ ] ( ع اِ ) ( از «زن ب » ) ماهیی است باریک تن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). یک نوع ماهی باریک. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با زینابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زینابه با لبخندی گرم و مهربان به استقبال مهمانان آمد و با دقت فراوان برای تهیه بهترین پذیرایی ممکن، تمام تلاش و انرژی خود را به کار بست.
💡 پس از گذشت سالهای طولانی از دوران تحصیل، زینابه موفق شد با کسب نمرات عالی، به یکی از بهترین دانشگاههای معتبر کشور راه پیدا کند.
💡 زینابه همیشه در میان دوستان خود به دلیل مدیریت بسیار خوب و توانایی بالا در حل مشکلات پیچیده، به عنوان فردی قابل اعتماد شناخته میشود.