واژه «زهف» در زبان فارسی به معنای سبک شدن، سبک گردیدن و شتابیدن است و در متون قدیمی برای توصیف چیزی به کار رفته که از سنگینی رها شده و روان یا چالاک شده است. این اصطلاح همچنین به معنای سبکی و جلدی و چالاکی نیز آمده و میتواند ویژگی جسمانی یا رفتاری مانند سرعت و چابکی را نشان دهد. در متون ادبی و عرفانی، «زهف» گاهی برای توصیف حالت روحی یا معنوی سبک و رها نیز به کار رفته، به گونهای که انسان یا موجودی سبکبال و شاداب توصیف شود. علاوه بر سبک شدن، این واژه در منابعی مانند منتهیالارب، ناظم الاطباء و آنندراج برای بیان حالتی به کار رفته که باد چیزی را سبک مییابد و آن را با خود حمل میکند، یعنی قدرت حرکت آسان و روان پیدا کردن جسم یا شیء به دلیل سبک شدن. در برخی متون، «زهف» به معنای برجستگی یا جهیدن نیز آمده که اشاره به تحرک و حرکت سریع دارد. مثلاً در آثار مولوی آمده است که چیزی یا کسی «چالاک زهف» شده است تا حالت سبک و فعال خود را نشان دهد. کاربرد این واژه در ادبیات، عرفان و حکمت نشاندهنده توجه به حرکت، سرعت و سبکی جسم و جان است و بیانگر فضیلت چالاکی و توانایی بر حرکت سریع و روان است.
زهف
لغت نامه دهخدا
زهف. [ زَهََ ] ( ع مص ) سبک گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || سبک یافتن باد چیز را و سبک بردن آن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || سبکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سبکی و جلدی و چالاکی. ( ناظم الاطباء ). سبک شدن و شتابیدن. ( غیاث ):
ور بخسبد هست چون اصحاب کهف
صوفیان کردند پیش شیخ زهف.مولوی.سگ چو عالم گشت شدچالاک زهف
سگ چو عارف گشت شد اصحاب کهف.مولوی.|| برجستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). برجستگی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سبک گردیدن سبک شدن و شتابیدن