زنوی

لغت نامه دهخدا

زنوی. [ زِ ن َ وی ی ] ( ع ص نسبی ) نسبت از زنا، مقصور است و زِناوی از ممدود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). منسوب به زنا و زناکار. ( ناظم الاطباء ).
زنوی. [ زِ ن َ وی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به زنة یعنی وزنی و سنجیدنی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زنة شود.

فلسفه یعنی چه؟
فلسفه یعنی چه؟
سرو یعنی چه؟
سرو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز