لغت نامه دهخدا
زعبان. [ زُ ] ( اِخ ) نام جد محمدبن نعمةبن محمودبن زعبان که شاعری است متأخر. ( منتهی الارب ).
زعبان. [ زُ ] ( اِخ ) نام جد محمدبن نعمةبن محمودبن زعبان که شاعری است متأخر. ( منتهی الارب ).
نام جد محمد بن نعمه ابن محمود بن زعبان که شاعری است متاخر.