زرزره

لغت نامه دهخدا

( زرزرة ) زرزرة. [ زَ زَ رَ ] ( ع مص ) ثابت گردیدن در جای. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بانگ کردن زرزور. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به زرزور شود. || دوام کردن کسی بر خوردن زرزور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

ثابت گردیدن در جای بانگ کردن مرغ دوام کردن کسی بر خوردن زرزور

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
کاربراتور یعنی چه؟
کاربراتور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز