زتوخ

لغت نامه دهخدا

زتوخ. [ زُ ] ( ع مص ) درآمدن کنه به چیزی که چسبیده به آن. ( منتهی الارب ). برچسبیدن کنه به هر کس که بر آن آویخت. ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). چنگ زدن کنه به آنکه در او آویخت.( از قطر المحیط ) ( از ترجمه قاموس ). ثابت شدن کنه به آن کس که در او آویزد. ( از متن اللغة ). مؤلف تاج العروس گوید: صواب در این ماده «ر» مهمله است و بهمین دلیل هیچیک از ائمه لغت، آنرا در باب «ز» نیاورده است. رجوع به رتوخ شود.

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز