لغت نامه دهخدا
زبویه. [ زَ ی َ ] ( اِخ ) از قراء مرو است واقع در دوفرسخی آن، و جد ما قاضی ابومنصور محمدبن عبدالجبار سمعانی در آن ضیعه ای داشت. ( از انساب سمعانی ).
زبویه. [ زَ ی َ ] ( اِخ ) از قراء مرو است واقع در دوفرسخی آن، و جد ما قاضی ابومنصور محمدبن عبدالجبار سمعانی در آن ضیعه ای داشت. ( از انساب سمعانی ).