لغت نامه دهخدا
زبل الزرازیر. [ زِ لُزْ زَ ] ( ع اِ مرکب ) بهترین آن بود که از زرزوری گیرند که برنج خورده بود، قوبا و بهق و کلف را سود دهد. ( اختیارات بدیعی ). رجوع به قانون ابن سینا شود.
زبل الزرازیر. [ زِ لُزْ زَ ] ( ع اِ مرکب ) بهترین آن بود که از زرزوری گیرند که برنج خورده بود، قوبا و بهق و کلف را سود دهد. ( اختیارات بدیعی ). رجوع به قانون ابن سینا شود.
بهترین آن بود که از زر زوری گیرند که برنج خورده بود