لغت نامه دهخدا
زبل الدیک. [ زِ لُدْ دِ ] ( ع اِ مرکب ) سرگین خروس چون سحق کنند و برگزیدگی سگ دیوانه نهند سود دارد. ( اختیارات بدیعی ).
زبل الدیک. [ زِ لُدْ دِ ] ( ع اِ مرکب ) سرگین خروس چون سحق کنند و برگزیدگی سگ دیوانه نهند سود دارد. ( اختیارات بدیعی ).
سرگین خروس چون سحق کنند و برگزیدگی سگ دیوانه نهند سود دارد