زارشت
متضادها
زیبا، خوشایند، دلپذیر، نیکو
لغت نامه دهخدا
زارشت. [ رُ ] ( اِخ ) بمعنی زردهشت است. ( جهانگیری ). رجوع به زارتشت و زرتشت و صور دیگر آن شود.
زیبا، خوشایند، دلپذیر، نیکو
زارشت. [ رُ ] ( اِخ ) بمعنی زردهشت است. ( جهانگیری ). رجوع به زارتشت و زرتشت و صور دیگر آن شود.