افتاده بودن در زبان فارسی به معانی گوناگونی به کار میرود و بسته به بافت جمله مفهوم آن تغییر میکند. یکی از رایجترین معانی آن، قرار داشتن چیزی بر روی زمین یا در سطحی پایینتر است. برای مثال وقتی میگوییم کتاب روی زمین افتاده است، منظور قرار گرفتن آن در حالت سقوطکرده یا پایین است. معنای دیگر افتاده بودن، فروتنی و تواضع در رفتار و گفتار است. وقتی درباره فردی میگویند آدمی افتاده است، یعنی متواضع، بیتکلف و دور از غرور رفتار میکند. این واژه همچنین میتواند به معنای دورافتاده یا واقعشده در مکانی دور از مرکز باشد، مانند روستایی افتاده در کوهستان. در برخی کاربردها، افتاده بودن نشاندهنده ضعف یا ناتوانی نیز هست. گاهی هم برای بیان از رونق افتادن یا بیارزش شدن چیزی به کار میرود. این ترکیب معمولاً بار معنایی خنثی یا مثبت دارد، بهویژه وقتی درباره تواضع انسان استفاده شود. در مجموع، افتاده بودن مفهومی وابسته به موقعیت دارد و باید با توجه به جمله تفسیر شود.
افتاده بودن
لغت نامه دهخدا
افتاده بودن. [ اُ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) محذوف و ساقط و حذف شده بودن: و خطبه بخارا بنام امیر نصربن احمد و بنام امیراسماعیل گفتند و نام یعقوب لیث از خطبه افتاده بود. ( تاریخ بخارا ). || واقع و حادث شده بودن. رخ داده بودن:
مرا کار افتاده بود آن زمان
زدم بانگ بر لشکر بدگمان.فردوسی.
فرهنگ فارسی
مجذوب بودن ساقط بودن حذف شدن.
جمله سازی با افتاده بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم یَغنابی گروهی قومی ایرانیتبار در تاجیکستان هستند که به زبان یغنابی از زبانهای ایرانی سخن میگویند. هماکنون در ۱۶ روستا در درهٔ یغناب و برخی دیگر از مناطق تاجیکستان حدود ۱۱ هزار از یغنابیها به سر میبرند. زبان آنها از شاخه ایرانی هندواروپایی است یغنابیها به دلیل دور افتاده بودن و کوهستانی بودن محل سکونتشان هنوز زبان و نژاد آریایی خود را حفظ کردهاند.