لغت نامه دهخدا
ریوندست. [ ری وَ دَ ] ( ص مرکب ) درازدست. ( یادداشت مؤلف ) ( از حاشیه برهان چ معین: ریوند ). رجوع به درازدست و الجماهر بیرونی شود.
ریوندست. [ ری وَ دَ ] ( ص مرکب ) درازدست. ( یادداشت مؤلف ) ( از حاشیه برهان چ معین: ریوند ). رجوع به درازدست و الجماهر بیرونی شود.