روپباس
مترادفها
لباس، جامه، ردا
لغت نامه دهخدا
روپباس. ( اِخ ) نام قصبه ای است در ناحیه راجپوتانه واقعدر کشور هندوستان. این قصبه بوسیله یکی از راجه ها که در زمان اکبرشاه اسلام آورده بود بنیان گذاری شد.
جمله سازی با روپباس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن پادشاه پیروز پس از پایان مراسم رسمی، روپباس مخمل و سنگینی بر دوش کشید که با رشتههای طلایی و جواهرات بسیار گرانبها تزئین شده بود.
💡 در نمایشهای سنتی قدیمی، بازیگران از روپباسهای رنگارنگ و بسیار پر زرق و برق استفاده میکردند تا شکوه و عظمت شخصیتهای خود را به خوبی نشان دهند.
💡 او برای محافظت از لباسهای گرانقیمت خود در برابر گرد و غبار، همیشه یک روپباس ابریشمی با دقت بسیار زیاد بر روی آنها میکشید تا سالم بمانند.