رودربایستی کردن

مترادف‌ها

تعارف کردن، تشریفات انجام دادن

متضادها

صراحت داشتن، رک بودن

لغت نامه دهخدا

رودربایستی کردن. [ دَ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مأخوذ بحیا شدن. در رودربایستی افتادن.در رودربایستی گیر کردن. رجوع به رودربایستی شود.

فرهنگ فارسی

ماخوذ بحیا شدن. در رودر بایستی افتادن

جمله سازی با رودربایستی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در فرهنگ ما، گاهی اوقات رودربایستی کردن باعث می‌شود که افراد نتوانند مشکلات واقعی خود را به صراحت بیان کنند و این موضوع منجر به سوءتفاهم شود.

💡 مدیر شرکت تاکید داشت که برای پیشرفت سازمان، کارمندان نباید با رودربایستی کردن مانع از اصلاح اشتباهات شوند و همیشه باید با صداقت کامل صحبت کنند.

💡 ما باید یاد بگیریم که در روابط کاری و شخصی، از رودربایستی کردن پرهیز کنیم تا بتوانیم بر اساس واقعیت‌ها و با شفافیت کامل تصمیم‌گیری کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران