لغت نامه دهخدا
رنگ گردانیدن. [ رَ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر رنگ دادن. دگرگون کردن لون:
گلشن حسن از بهار عشق خرم می شود
اشک بلبل رنگ چون گرداند شبنم می شود.صائب ( از آنندراج ).
رنگ گردانیدن. [ رَ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر رنگ دادن. دگرگون کردن لون:
گلشن حسن از بهار عشق خرم می شود
اشک بلبل رنگ چون گرداند شبنم می شود.صائب ( از آنندراج ).