کلمه رزوح در منابع لغوی سنتی به عنوان مصدر به کار رفته و معانی مختلفی دارد که همگی حول محور ضعف، لاغری و فرسودگی میچرخند. بر اساس منابعی مانند ناظم الاطباء، اقرب الموارد و منتهی الارب، رزوح به معنای افتادن از ماندگی، لاغری و لاغر شدن ناقه یا شتر است و بیانگر حالتی است که حیوان یا ستور دچار ضعف شدید و کاهش توان بدنی شده باشد. همچنین این واژه برای توصیف سخت لاغر شدن ستور و باقی ماندن در این وضعیت نیز به کار رفته است. در برخی منابع، رزوح به معنای ضعف و بدحالی عمومی نیز آمده است و میتواند برای انسان یا حیوان به کار رود، به این معنا که فرد یا حیوان ضعیف، ناتوان و لاغر شده است. به طور کلی، وقتی گفته میشود چیزی دچار رزوح شده است، منظور این است که در اثر ضعف، لاغری یا ماندگی، توان بدنی او کاهش یافته و به حالت ضعیف و ناتوان در آمده است. این واژه در متون پزشکی و لغوی قدیم بیشتر برای توصیف وضعیت حیوانات بارکش یا ستور به کار رفته است، اما گاهی به انسان نیز اطلاق شده و حالتی از ضعف و ناتوانی را نشان میدهد.
رزوح
لغت نامه دهخدا
رزوح. [ رُ ] ( ع مص ) مصدر به معنی رَزاح و رِزاح. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مصادر مزبور شود. افتادن از ماندگی و لاغری و لاغر گردیدن ناقه. ( منتهی الارب ). مانده شدن شتر از نزاری. ( تاج المصادر بیهقی ). سخت لاغر شدن ستور و بماندن. ( مصادر اللغه زوزنی چ بینش ص 223 ).