واژه «رجم کردن» در متون لغوی و ادبی فارسی و عربی به مجموعهای از معانی مرتبط با طرد، دور ساختن و برخورد سخت با یک فرد یا موضوع اشاره دارد. این واژه در اصل به معنای دور کردن و راندن کسی یا چیزی از یک مکان یا جمع به کار رفته و در متون قدیم برای بیان نوعی طرد اجتماعی یا فیزیکی استفاده میشده است. در برخی کاربردهای دیگر، «رجم کردن» به معنای دشنام دادن و سخن تند و آزاردهنده گفتن نیز آمده است که نشاندهنده نوعی برخورد زبانی شدید با مخاطب است. علاوه بر این، در معنای مشهورتر و تاریخی آن، این واژه به مجازات سنگسار نیز اطلاق میشود که در برخی نظامهای حقوقی و متون فقهی قدیم مطرح بوده است. این تنوع معنایی نشان میدهد که ریشه مفهوم «رجم» با نوعی شدت عمل و برخورد قاطع همراه است، خواه در سطح کلامی باشد یا رفتاری و فیزیکی. در متون ادبی، گاهی این واژه به صورت استعاری نیز به کار رفته و برای بیان طرد شدید یا نفی کامل یک اندیشه یا شخص استفاده شده است. از نظر زبانی، این واژه در قالب ترکیب «رجم کردن» در فارسی رایج شده و جنبه فعلی پیدا کرده است. در متون کلاسیک، شاعران نیز از این واژه برای بیان مفاهیم عاطفی و اجتماعی شدید استفاده کردهاند. کاربرد امروزی آن بیشتر در متون حقوقی، تاریخی و مذهبی دیده میشود و در زبان روزمره کمتر به کار میرود. در مجموع، «رجم کردن» به معنای دور ساختن، دشنام دادن یا سنگسار کردن است و بسته به زمینه کاربرد، شدت و نوع معنای آن تغییر میکند.
رجم کردن
لغت نامه دهخدا
رجم کردن. [رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دور کردن. راندن:
رجم کن این لعبت شنگرف را
در قلم هم نسخ کش این حرف را.خاقانی.|| دشنام دادن. ( ناظم الاطباء ). || سنگسار کردن. ( از ناظم الاطباء ) ( فرهنگ رشیدی ).
فرهنگ فارسی
دور کردن راندن یا دشنام دادن