راوغ
مترادفها
فریبکار، حیلهگر، مکار، نیرنگکار
متضادها
راستگو، صادق، بیریا، صریح
لغت نامه دهخدا
راوغ. [ وِ ] ( ع ص ) از رَوغ. فریبنده و حیله گر. ( از منتخب اللغات ) ( از غیاث اللغات ).
جمله سازی با راوغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با رفتاری بسیار راوغ و پیچیده، سعی داشت از زیر بار مسئولیتهای سنگین خود در برابر اعضای هیئت مدیره شرکت شانه خالی کند و فرار کند.
💡 در متون کلاسیک ادبی، شخصیتهای راوغ معمولاً با استفاده از کلمات مبهم و حیلههای زبانی، سعی در فریب دادن دیگران برای رسیدن به اهداف خود دارند.
💡 نباید با فردی که در صحبتهای خود بسیار راوغ و غیرشفاف است، وارد معاملهای بزرگ و حساس شد، زیرا اعتماد در آن رابطه از بین میرود.