رام گرفتن

لغت نامه دهخدا

رام گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مأنوس کردن. نرم کردن. اهلی کردن. || مأنوس شدن. خویگر شدن.
- با کسی رام گرفتن؛ با کسی مأنوس شدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مانوس کردن. نرم کردن. اهلی کردن. یا مانوس شدن. خویگر شدن.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز